دوباره روز از نو روزی از نو شروع کرد به زر زدن. من هم همان جور که روی صندلی نشسته بودم خودم را تکان تکان می دادم. صندلی نیم دور نیم دور گرد خودش می چرخید. کاری که باید بکنید این است که پاهایتان را به زمین بچسبانید بعد جوری که نشینتان روی کفی صندلی ثابت باشد، کمرتان را مدام مشرق مغرب کنید. آن قدرها هم کیف نمی داد ولی عجیب روی اعصابش رفته بودم پسر! حتی یک بار خم شد و همان جور نشستنکی دستش را روی صندلی من گذاشت که بیش از این تاب نخورم ولی این کارهاش هیچ اثر نمی کرد. دو ثانیه آرام می گرفتم و دوباره همان بساط بود. از آن جا که دیگر موقع حرف زدن توی صورتم نگاه نمی کرد قشتگ تابلو بود که دارد خون خونش را می خورد. هر وقت هم که مجبوری چشم تو چشم می شدیم سرعتم را بیش تر می کردم که حسابی مگسی شود. فکر می کردم بتوانم نیم ساعتی همین روال را پی بگیرم اما چشمتان روز بد نبیند؛ به ده دقیقه نکشید که سر آخرین پیچ، جک صندلی از زیر در رفت...

| انتشارات : |
هیلا
|
| مولف : |
سلمان امین
|
برای سفارش یا اطلاعات بیشتر لینک زیر را درآدرس بار مرور گر خود کپی کنید .
https://rayabook.net/bookid/29244
برچسبها: قلعه مرغی روزگار هرمی, سلمان امین, هیلا, فروشگاه کتاب, خرید اینترنتی کتاب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ساعت 12:6  توسط رایا
|
کتاب رایا...
ما را در سایت کتاب رایا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 5
تاريخ: چهارشنبه
26 مهر
1396 ساعت: 14:17