کتاب رایا

متن مرتبط با «دیوانه» در سایت کتاب رایا نوشته شده است

مرداد دیوانه

  • نیلوبلاگ

    در قسمتی از رمان «مرداد دیوانه» می خوانیم: بدتر از همه این که آقای نژندی خودش مدام در حال عزاداری بود. واقعا نمی توانستم حالت های مردی به آن قَدَرقدرتی را ببینم و تحمل کنم. بعد رفتن منیژه و امیرعلی، انگار همه امیدش به بیژن بود. تا آن موقع خوب توانسته بود خودش را نگه دارد، اما بعدش ناگهان فرو ریخت. بعد آن روز هشدار، یکی دو باری به خانه خیابان دکتر حسابی سر زده بودم. دیده بودم آقای نژندی تک تک لباس های بیژن را از توی کمد در می آورد، بو می کند و باهاشان حرف می زند و گریه می کند. کوه هم ...

    ادامه مطلب